ویرانه های یک آرمان شهر

بررسی عناصر داستان گویی سری بایوشاک

همه چیز وقتی شروع شد که در سال ۱۹۹۵ فردی به اسم “کن لوین” به عنوان طراح بازی وارد کمپانی (looking Glass ) میشود و شروع به ساخت بازی Ultima Underworld 2 میکند.اگرچه این بازی ربطی به بایوشاک ندارد اما باعث میشود کن لوین به فکر ساخت بازی System Shockبیوفتد.
سیستم شوک(System Shock) در سال ۱۹۹۴ برای سیستم عامل داس و مکینتاش منتشر شد و عنوان موفقی هم بود.بازی دریک ایستگاه فضایی متروک در فضا جریان داشت.بعد از موفقیت سیستم شوک ۱ ادامه ی آن در سال ۱۹۹۹ به نام سیستم شوک ۲ منتشر شد که نتوانست مانند شماره قبلی موفق باشد و فروش خوبی هم نداشت.اما این عناوین کارنامه و تحربه ای شدند تا لوین ساخت بازی بایوشاک (Bioshock) را شروع کند.

درباره کِن لواین

کن لواین فارق التحصیل رشته علوم مقدماتی است.در سال ۱۹۹۵ وقتی که دوران اوج کمپانی لوکینگ گلاس(Looking Galss) بود.شماره دوم Ultima Underworkd. در دست ساخت بود و لواین به تازگی به عنوان طراح استخدام شده بود.موفقیت این بازی و دنباله های سیستم شوک(System Shock) باعث شد که لواین استدیوی خودش را با نام ایرشنال گیمز(Irrational Games) تاسیس کند و نقطه شروعی باشد برای یکی از بهترین سری بازی های تاریخ.

خود لواین در این باره گفته است:

بعد از فارق التحصیلی و گرفتن این مدرک بلااستفاده شروع به خواندن کتاب هایی کردم که اغلب داستان هایی درباره آرمان شهر ها و پاد آرمان شهرها بودند که کتاب های جورج اورول و آین رند سرامد آنها بود.اما در بین این کتاب ها آنچه بیشترین تاثیر را روی من و ساخت بازی بایوشاک گذاشت دو کتاب “۱۹۸۴” (جورج اورول) و کتاب “فرار لوگان” (ویلیام لوگان و جورج کلایتون جانسون) بودند که هیچوفت فراموششان نمیکنم.

آرمان شهر و پاد آرمان شهر چیست؟

در انگلیسی به آرمان شهر Utopia میگویند که اصالتی یونانی دارد.

در یونانی “u” یا “ou” عنصر منفی ساز است و “topos” معنی مکان را میدهد و ترکیب این دو “Utopia”  را میسازد معنی اش میشود “ناکجاآباد”.

شهر “رپچر”در سری بایوشاک نمونه کامل یک آرمان شهر است.در آرمان شهر ها خالق یا خالقان آن سعی در ساخت مکانی دارند که همه چیز در آن به حد کمال رسیده باشد و انسانی که در آن زندگی میکند در کمال آرامش و امنیت به زندگی خود ادامه میدهد و شهری است آرمانی برای آرمان خواهی سازندگان آن.اما پاد آرمان شهر چیزی خلاف آرمان شهر است.در جوامع پاد آرمانی که تخیلی هستند ویژگی های منفی برتری. چیرگی کامل دارند و زندگی در آن ها دلخواه هیچ انسانی نیست.این جوامع گونه ای دنیای وانفسا و فاجعه انسانی هستند و در زمان هایی بد و شوم ترسیم میشوند .معمولا دراین جوامع مافیاها,گروه های زیرزمینی,گنگسترها قدرت را به دست میگیرند و همه چیز دست به دست هم میدهند تا با یک شهر آشوب طرف باشید

بررسی نسخه های سری بایوشاک

۱

نام: بایوشاک(Bioshock)

سال انتشار: ۲۰۰۷

امتیاز در متاکریتیک: ۹۶ از ۱۰۰

فروش: ۴ میلیون نسخه

۲

نام: بایوشاک ۲(Bioshock2)

سال انتشار:۲۰۱۰

امتیاز در متاکریتیک: ۸۸ از ۱۰۰

فروش: ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نسخه

۳

نام: Bioshock Infinite

سال انتشار:۲۰۱۳

امتیاز در متاکریتیک:۸۸ از ۱۰۰

فروش:–

بررسی عناصر قصه گویی بایوشاک و کن لواین

میرسیم به مبحث اصلی این پرونده یعنی عناصر خاص و مدرن قصه گویی بایوشاک و شخص کن لواین. در سال ۲۰۰۷ کنسول های نسل هفتمی تازه نفس از راه رسیده بودند و قدرت پردازشی رایانه های شخصی پیشرفت کرده بود.کم کم با انتشار بازی های بزرگی چون فرقه اساسین ,کرایسیس, جنگاوری نوین و …نسل ۷ قدرت و شکوه خودرا به رخ همه کشید.در این میان پدیده ظهور کرد که نه تنها یک بازی ویدیویی بلکه یک اثر قصه گو و اثر هنری تمام عیار بود.بایوشاک به سرعت به یک نماد و برند تبدیل شد و قدرت بی نظیرش را به رخ کشید و دنباله های آن نیز این قدرت و شکوه را حفظ کردند.اما چه عناصری بایوشاک را اینقدر خاص و موفق کرده؟

اول :محیط قصه گو

شاید هیچ بازی ای به اندازه بایوشاک روی محیط قصه گو تمرکز نکرده باشد.تمام محیط های بازی اعم از مناظر داخلی,راهرو ها,تالار ها و …

قصه ای برای تعریف کردند دارند.بخش زیادی از این ها بر عهده ی دیوار نوشته هاست.از دیوار نوشته ها و جزییات محیط به سادگی نگذرید.تک تک محیط ها و برداشت های بازی بهانه ای برای به نقد و چالش کشیدن موضوعاتی چون نابرابری,امپریالیسم,عدالت خواهی و …است.

یکی دیگر موضوعات دیوار نوشته ها شاخ و برگ دادن به داستان و ایجاد حس تعلیق در بازیباز است.بازی سعی نمیکند که تنها با دیالوگ ها و روایت اصلی بازی داستان تعریف کند و هر جا که محیط این پتانسیل را دارد به خوبی کار خودش را میکند و در این امر موفق است.محیط قصه گو تنها به نوشته ها خلاصه نمیشود.تک تک مدل سازی های بازی با جزییات خود قادر به تعریف یه مینی داستان هستند هرچند خیلی عمیق نباشد.مثلا در ابتدای بازی اول وقتی وارد فانوس دریایی میشوید جمله ای از آنتاگونیست بازی “اندرو رایان” بر سر دری نصب است که میگوید:”نه خدایان , نه شاهان,فقط انسان.این ریتم گاهی در شماره سوم(infinite) به اوج میرسد و بخش زیادی از آرمان های زاخاری کامستاک که خود را پیامبر میخواند از همین محیط و دیوار نوشته ها بازگو میشود.مدلسازی ها هم گویای چنین موضوعی است.مثلا شما از خیابانی رد میشوید و میبینید که چطور برده های سیاه پوست مورد اهانت قرار میگیرند.در جایی از بازی در حالی که روایت سعی میکند یک جامعه آرمانی را به تصویر بکشد در گوشه ی خیابان پسربچه هایی را مبینیم که به دور از والدین شان سیگار میکشند و …

یا در جایی دیگر در اوایل نسخه سوم بازی آشکارا امپریالیسم نهفته در حکومت هارا به چالش میکشد و بیان میکند که یک حکومت ایدئولوژیکی به چه عواقبی دچار میشود!!!ث

دوم,داستان و روایت

داستان در بایوشاک معجون بی نظیری از موضوعات مختلف است.موضوعاتی که نشان از ذهنیت و شخصیت کارگردان آن یعنی کن لواین است.بایوشاک سعی میکند به یک روایت و بستر داستانی واحد بسنده نکند و همواره توجه خاصی به لایه های زیرین داستان داشته باشد.لایه هایی که مخاطب ها و باریباز های باهوش به آن توجه دارد و بایوشاک توانسته با نوع داستان و روایت خود طیف وسیعی از گیمر هارو جذب کند.گیمرهای بسیاری هستند که داستان برایشان اهمیتی ندارد و یک گیم پلی جذاب برایشان کافی ست.نکته اینجاست که بایوشاک برای این چنین گیمرهایی نیز مناسب است.هرچند تجربه ی بایوشاک انگیره ای فراتر از این ها میخواهد.روایات داستانی بازی اگرچه در یک طبقه بندی قرار میگیرند اما از یک جنس نیستند ولی همیشه انسجام خودرا حفظ میکنند.

داستان به موضوعات مختلفی اشاره میکند اما میتوان هسته ی اصلی آن را فلسفه جهان های موازی دانست.من فکر میکنم اقای کن لواین فردی بسیار شجاع و مصمم و تواناست.چرا؟ چون توانسته فلسفه به این بزرگی و پیچیده گی را به خوبی در بطن یک بازی ویدیویی جای دهد و روایت های جذابی را خلق کند.اگر کمی درباره فلسفه جهان های موازی مطالعه کنید پی خواهید برد که چقدر گنگ و پیچیده است و یکی از موضوعات مهم فلسفی قرن نیز هست.آن وقت با تجربه بایوشاک پی میبرید که چطور کن لواین و تیمش توانسته اند ازین پتانسیل به خوبی استفاده کنند و چنین داستان واحدی را خلق کنند.آن قدر که میشود گفت بایوشاک.تا به این جا تنها اثر هنری ست که توانسته به چنین موضوعی بپردازد و این حتی در عالم سینما هم بی سابقه ست.این جاست که در دلتان یک آفرین طولانی به کن لواین و تیمش می گویید!!

در کنار هسته مرکزی داستان(فلسفه جهان های موازی) موضوعات دیگری چون عدالت خواهی,ظلم ستیزی,سخره گرفتن و ناکارامد خواندن حکومت های ایدئولوژیکی و …روایت میشود.بازی آشکارا میگوید که حکومت های دارای شعار آرمان شهری عاقبتی جز پاد آرمان شهری ندارند و ذات انسان همواره بر او غالب است.حتی با وجود تلاش زیاد برای ایجاد یک مدینه ی فاضله اما همیشه خوی حیوانی انسان دیر یا زود بر او غالب میشود .و این سخره گرفتن ایدئولوژیک است.

در روایت بایوشاک خاص و یگانه است.بازی به هیچ وجه نمیخواهد کنترل را از گیمر بگیرد و داستانش را با سکانس های از پیش تعیین شده روایت کند.حتی در مهم ترین سکانس های داستانی بازی باز هم کنترل دوربین کاملا در اختیار گیمر است.بازی میخواهد با غرق کردن گیمر در دنیای بازی و محیط داستان را روایت کند طوری که گیمر خود را در دنیای بازی احساس کند و در این امر موفق است.با اینکه در طول بازی تقریبا هیچ میان پرده ای وجود ندارد اما میزانسن محیط به گونه ای ست که همواره در جریان روایت بازی قرار میگیرید.این جاست که ارزش محیط قصه گو که قبلا صحبت کردم بیشتر نمایان میشود.در واقع روایت در بایوشاک در بطن گیم پلی آمیخته شده و به هیچ وجه از هم جدا نمی شوند و این یعنی اوج تعادل میان گیم پلی و روایت که تعداد انگشت شماری از بازی ها توانسته اند به آن دست یابند که نمونه دیگرش سری ارواح تاریک(Dark Souls)است.هر چند که روایت سولز تفاوت خیلی زیادی با بایوشاک دارد اما وجه مشترک انها محیط قصه گو و عدم وجود میان پرده است.

عوامل مختلف زیادی در سری بایوشاک وجود دارند که در پیش برد روایت تاثیر مستقبم دارند.عناصری چون سبک و استایل گرافیکی و موسیقی و صداگذاری.موسیقی و صداگذاری ای که محشر است و به خوبی با فضای بازی عجین شده و کارش را به خوبی انجام میدهد.جایی که باید غمگین است و جایی که باید هیجان دارد.بایوشاک معجونی است که تمام عناصرش محکم کنار هم چفت شده اند و همه با هم یک روایت و یک اثر هنری محکم را خلق میکنند که شایسته ی تقدیر است.

احسان توسلی

گیم همیشه برای من دریچه ای رو به دنیاهای فانتزی بوده.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس